خاله جون
خاله جون
یادت میاد که چقدر تو عالم بچگی بهم رشوه دادی تا تو رو " خاله جون " صدا کنم ! آخه فاصله سنیمون کم بود و من تو رو همش " لیلا " صدا میکردم ...
یادت میاد که وقتی من ۶ سالم بود وتو برای تعطیلات تابستون رفتی مسافرت ، از سر دلتنگی برات یه نوار شعر پرکردم ، امروز هم تو نیستی و من در فراقت ناله ها سر میدم ...
یادت میاد عروسکی رو که بابای من برات خریده بود خیلی دوست داشتی و نمیذاشتی من باهاش بازی کنم ، من سر اون عروسک چقدر اشکت رو درمی آوردم ! آخه من بچه بودم و همه هوای منو داشتن... اون روز نمیدونستم که به تلافی اون اشکها روزی مثل امروز اشکهای منو بیمه همیشگی خودت خواهی کرد ...
روزی که برای مراسم عروسیت ازجون ودل مایه می ذاشتم نمیدونستم که زمانی برای عزای تو هم باید از اشکها و قلب دردمندم مایه بزارم ...
باور رفتنت سخته و نبودنت خیلی سنگین ، تسلای دلم آسودگیت ازدردهائی که کشیدی اما غم دل شکسته ت تا آخر عمر دلم رو خواهد سوزوند و افسوس که باید دربرابر شکننده دلت سکوت کرد ....
عزیز دلم رفتی و دل مادر ، خواهر و برادرانت رو برای همیشه داغدار کردی ولی من داغدارترازهمه ام چون تنها محرم اسرارم رو ازدست دادم و ازاین به بعد باید حرفهام رو سرمزارت برات بگم ...
نگران دو گلی که برامون به یادگارگذاشتی نباش ، اونها بزرگ میشن ، و تو صاحب نوه ونتیجه خواهی شد و درتمام مدت بالندگیشون اگه عمری باشه من همیشه درکنارشون خواهم بود
آسوده بخواب...
********************************
ازهمه دوستان عزیزم که با ایمیل ، پیامهای خصوصی ، با تلفن و یا بانظرات تواین وبلاگ بهم تسلیت گفتن ممنونم ، امیدوارم هیچ کدومتون داغ جوون به دلتون نبینید ، بد دردیه ...
ببخشید که نتونستم جواب محبت ها تون رو تک تک بدم
بعد ازبازسازی روح وروان خودم مجددا" تو این وبلاگ درخدمتتون خواهم بود
ازدیدن مطالب مختلف تو این وبلاگ تعجب نکنید من معتقدم انسان نباید تک بعدی رشد کنه، این مطالب گزیده ای از علائق و دل مشغولی های من هستن امیدوارم براتون مفید باشن . . .شاد و پیروز باشید