قایقی خواهم ساخت...

این پست درواقع آخرین پست من هست و با این نوشته از شما دوستان عزیزم خداحافظی میکنم ، راهی پیش رو دارم که باید طی کنم و گرنه تا آخر عمر خودم رو نمی بخشم به این دلیل بالاجبار آخرین پست رو در وبلاگی که خیلی دوستش دارم می نویسم ،   برای اینکه بتونم بزرگترین سنگ زندگیم رو داخل ظرف هستیم قرار بدم مجبورم همه سنگریزه ها ، شن ها و... رو ازاین ظرف بیرون بریزم و خیلی ازفعالیتهام رو متوقف کنم....

همه تلاشم این بود که دانسته های اندکم رو بی کم و کاست دراختیار شما عزیزان قرار بدم حالا تا چه حد موفق بودم نمیدونم ،  ازدوستان عزیز وبلاگ نویسم  شرمنده ام که فرصت نشد تک تک به وبلاگهاتون مراجعه کنم و عید رو بهتون تبریک بگم.

شاید روزی برگشتم ، دعا کنید که خواسته من برمشیت الهی منطبق بشه و صلاح و مصلحت خدا منطبق بر راهی باشه که میخوام طی کنم....

امیدوارم سالی که درپیش رو داریم برای همه مردم دنیا سال خوبی باشه

دستهای خدا پراز معجزه است... آرزوئی کن ... شاید بزگترین آرزوی تو کوچکترین معجزه او باشد...

یاحق

حقیقت همینه...

تو دیونه رفتی یه شب بی نشونه
تو خواستی که قلبم پریشون بمونه
واست گریه ی من دیگه بی امونه
دل از درد عشقم یه دریای خونه
می خوام با تو باشم ، می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه

من از سبزه سبزم ،ولی خسته خسته
من از شهر عشقم ،ولی دل شکسته
می گفتم یه ابری ، یه هم رنگ بارون
یه بارون رحمت ، واسه سبزه زارون
می خوام با تو باشم ، می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه

می خواستم بگم من که عاشق ترینم
تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی

می خواستم بگم من که عاشق ترینم
تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی
حقیقت چه تلخه . چه تلخه شکستن
حقیقت همینه که رفتی تو بی من
که رفتی تو بی من

غرور...

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

 آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

 آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

 آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

 آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،

 آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،

 می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ !!! بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟!!!

 

خدایا

خدايا...

کودکان گل فروش را ميبيني؟!
مردان خانه به دوش...
دخترکان تن فروش...
مادران سياه پوش...
واعظان دين فروش...
محرابهاي فرش پوش...
پسران کليه فروش...
زبانهاي عشق فروش...
انسانهاي آدم فروش...
همه را ميبيني؟

ميخواهم يک تکه از آسمان را بخرم , ديگر زمينت بوي زندگي نميدهد...