میخوام یه نکته باریکتر ازمو رو بشکافم که همه تا حدودی خواهی نخواهی تو امر ازدواج درگیرش میشن در حالی که میتونه بسیار خطرناک باشه:


دوستان وقتی میخواهید در مورد شریک زندگیتون و خصوصیتهاش فکرکنید و تصمیم بگیرید با پتانسیل های طرف کاری نداشته باشید به بالفعل هاش توجه کنید !
اینکه درآینده چطور خواهد شد و یا چطور نخواهد شد مهم نیست ! مهم اینه که حالا چطوریه
منظورم رو بامثال براتون روشن میکنم ، اینها نمونه هائی هستند که من تجربه کردم :

یه دانشجوی پزشکی به خواستگاری شما میاد با این فکر که او روزی دکتر پولدار و متشخصی خوهد شد " بله " رو میگید ولی ایشون ازبد روزگار هیچ وقت اونی که شما فکر میکردید نمیشه!

شما دوست دارید و معتقدید که باید همسر محجبه ای داشته باشید حالا روزگار خانمی رو سرراه شما قرار داده که محجبه نیست و شما به دلائلی کشش به سمت اون خانم دارید ، توی ذهنتون با دلائل منطقی و یا بامحبت خانمتون رو متقاعد به داشتن حجاب میکنید و میشینید پای سفره عقد ! اما اراده سرنوشت براین قرار میگیره که خانم به حرف شما گوش نمیده و کار میکشه به جاهای باریک......

خانم شاغلی سرراه شما قرار گرفته درحالی که شما دوست دارید همسرتون خانه دارباشه ... ذهن شروع میکنه به سناریو نویسی....و شما کارگردانیش میکنید که بله من این خانم رو متقاعد خواهم کرد که کارنکنه! اما دراینده خانم اونطور که شما دوست داشتید ازاب درنمیاد و حرف شما رو قبول نمیکنه.....

شما همیشه دوست داشتید همسرتون چاق باشه حالا سرراه شما یه فرد لاغراندام قرار گرفته با این فکر که بعد ازازدواج چاقتر خواهد شد انتخابش میکنید اما ایشون بعدا چاق نمیشه! و شما میمانید و بالقوه ای که هیچ گاه بالفعل نشد...

یه نمونه واقعی : زوج جوانی دردوران نامزدی خود به مشکلات زیادی برخوردن بعد ازکلی ریشه یابی کاشف به عمل اومد که اقا ازاین ناراحته که همسرش علرغم غذا خوردن زیاد اصلا استعداد چاقی نداره


ازاین دست مثالها میتونم براتون یه کتاب بنویسم اما فکر کنم متوجه منظورم شده باشید

پس



به ذهنتون اجازه سناریو نویسی ندید
فرد مقابل رو همون طور که حالا هست انتخاب کنید
البته که باید ازآرزوها و بالقوه های همسر اینده تون باخبرباشید ولی روی اونها حساب باز نکنید
چرا که هیچ کدوم ازما ازبازی روزگار خبرنداریم.