ای قـوم بـه حـج رفـتـه کـجـایـیـد کـجـایـید؟
مـعـشـوق هـمـیـن جـاسـت! بـیایید بیایید

یـک دسـتـه ی گـل کـو اگـر آن باغ بدیدید!؟
یـک گـوهـر جـان کـو اگـر از بـحـر خـدایـید!؟

مـعـشـوق تـو هـم سـایـه ی دیوار به دیوار
در بـادیـه سـرگـشـته شما در چه هوایید!؟

گـر صـورت بـی صـورت مـعـشـوق بـبـیـنـید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بـــــــار از راه بـه آن خــــانه بــــرفـــتـیـد
یــک بـار از ایــن خـانه بـر ایـن بـام بـرآیـیـد

 

مولوی ( دیوان شمس )

 

کعبه خود سنگ نشانی است که ره گم نشود
حـاجـی احـرام دگـر بـنـد بـبـیـن یـــار کـجـاسـت